از عشق سخن باید گفت
همیشه از عشق سخن باید گفت
عشق در لحظه پدید می آید
دوست داشتن در امتداد زمان
این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است
عشق معیار ها را در هم می ریزد
دوست داشتن بر پایه معیار ها بنا میشود
عشق ناگهان و ناخواسته شعله می کشد
دوست داشتن از شناختن و خواستن سر چشمه می گیرد
عشق قانونی نمیشناسد
دوست داشتن اوج احترام به مجموعه یی از قوانین عاطفی است
عشق فوران می کند-چون آتش فشان-و شره می کند-چون آبشاری عظیم-
دوشت داشتن جاری میشود-چون رودخانه ای بر بستری با شیب نرم-
عشق ویران کردن خویش است
دوست داشتن ساختنی عظیم
عشق دق الباب نمی کند مودب نیست حرف شنو نیست درس خوانده نیست درویش نیست
حسابگر نیست سربه زیر نیست مطیع نیست
عشق دیوار را باور نمی کند کوه را باور نمی کند گرداب را باور نمی کند
زخم دهان باز کرده را باور نمی کند مرگ را باور نمی کند
عشق در وهله پیدایی دوست داشتن را نفی می کند نادیده می گیرد پس میزند له می کند و می گذرد
دوست داشتن نیز ناگذیر در امتداد زمان عشق را دود می کند به آسمان می فرستد
و چون خاطره ای حرام فرشته ی نگهبانی به آن می گمارد
عشق سحر است
دوست داشتن باطل السحر
عشق و دوست داشتن از پی هم می آیند اما هرگز در یک خانه منزل نمی کنند
عشق انقلاب است
ودوست داشتن اصلاح
میان عشق و دوست داشتن هیچ نقطه مشترکی نیست
از دوست داشتن به عشق می توان رسید
و از عشق به دوست داشتن
اما به هر حال این حرکت از خود به خود نیست
از نوعی به نوعی است
از خمیره ای به خمیره ای
و فاصله ی ست ابدی میان عشق و دوست داشتن
که برای پیمودن این فاصله یا باید پرید
یا باید فرو چکید....
پ.ن1:وقتی دلت نوشته جدید میخواد:)
HBD...ما را در سایت HBD دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 107